دارم از تــــو می نویسم ...
از راه دور تـــــو را می پرستم ای قبله امید من ... از راه دور به تـــــو عشق می ورزم،تا دیگر این فاصله ها را احساس نکنی از راه دور درد دلهایم را به تـــــو،عشق جاودانه ام میگویم ... و تــــو را در آغوش محبت هایم می فشارم ... آری از همین راه دور نیز میتوانی دست در دستانم بگذاری وبا هم قدم بزنیم ... به خواب عاشقی می روم تا این رویا برایم زنده شود ... خاطره هایمان را همیشه در ذهنم مرور می کنم و هیچگاه نمیزارم خاطره های لحضه دیدارمان از ذهنم دور شود ... این فاصله ها را با محبت و عشق از بین می برم و کاری می کنم همیشه احساس کنی در کنار منی ... آری نـــازنینم ... این است برایم یک خواب عاشقونه،خواب نگاه به چشمان هم ... خواب با هم بودنمان ... آری و این است یک فاصله عــــاشقونه ی ... عــــــاشقونه
.:: میلاد جان تولدت مبارک ! ::.




رضا جان تسلیت ما رو بپذیر!
با چرخ ستیزه کار مستیز و برو با گردش دهر در میاویز و برو
یک کاسه ی زهراست که مرگش خوانند خوش درکش و جرعه بر جهان ریز و برو
سلام ! امروز خیلی روز مزخرفی بود روزی بود که رضا رو برای اولین بار گریون دیدم . البته بیچاره حقم داشت: آخه ۳ تا از دایی هاشو به علت تصادف از دست داده بود!
« رضا جان فوت دایی هایت را به تو تسلیت عرض می کنیم . ما رو هم تو غمت شریک بدون! »
مطلب زیری رو هم بخون شاید مناسب باشه :
عن السجاد علیهالسلام و قال محمد بن علی علیهالسلام قیل لعلی بن الحسین علیهالسلام ما الموت قال للمومن کنزع ثیاب و سخة قطة و فک قیود و اغلال ثقیلة و الاستبدال با فخر الثیاب و اطیبها روائح و اوطا المراکب و آنس المنازل و للکافر کخلع ثیاب فاخرة و النقل عن منازل انیسة و الاستبدال باوسخ الثیاب و اخشنها و اوحش المنازل و اعظم العذاب
مرگ برای افراد با ایمان همچون بیرون آوردن لباس کثیف و شپشدار و آزاد شدن از قید و بندهای سنگین و سپس پوشیدن بهترین لباسهای خوشبو و ارزشمند است. همین مرگ برای افراد کافر مانند کندن لباسهای فاخر و خروج از منزلهای دلنشین و تبدیل به لباسهای آلوده و خشن و حرکت به منزلهای وحشتناک است.
کاش میشد به تو یک نامه نوشت
نامه را دست خدا داد که باور بکند
بی تو من در ترک آیینه ها میشکنم.
کاش میشد که خدا،
آخر نامه جای من امضا بکند
و بگوید به تو برگرد و تو نیز
تو فقط محض خدا برگردی...

دارم از تــــو می نویسم ...
از راه دور تـــــو را می پرستم ای قبله امید من ... از راه دور به تـــــو عشق می ورزم،تا دیگر این فاصله ها را احساس نکنی از راه دور درد دلهایم را به تـــــو،عشق جاودانه ام میگویم ... و تــــو را در آغوش محبت هایم می فشارم ... آری از همین راه دور نیز میتوانی دست در دستانم بگذاری وبا هم قدم بزنیم ... به خواب عاشقی می روم تا این رویا برایم زنده شود ... خاطره هایمان را همیشه در ذهنم مرور می کنم و هیچگاه نمیزارم خاطره های لحضه دیدارمان از ذهنم دور شود ... این فاصله ها را با محبت و عشق از بین می برم و کاری می کنم همیشه احساس کنی در کنار منی ... آری نـــازنینم ... این است برایم یک خواب عاشقونه،خواب نگاه به چشمان هم ... خواب با هم بودنمان ... آری و این است یک فاصله عــــاشقونه ی ... عــــــاشقونه


