کاش

كاش يه روز با همديگه سوار قايق مي شديم
دور از نگاه آدما هر دومون عاشق مي شديم
كاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا مي گرفت
گلاي سرخ دلمون كاش بوي دريا مي گرفت
كاش تو هواي عاشقي ليلي و مجنون مي شديم
باد كه تو دريا مي وزيد ما هم پريشون مي شديم
كاش يه ماهي قشنگ برامون فال ميگرفت
برامون از فرشته ها امانتي بال مي گرفت
با بال اون فرشته ها تو آسمون پر مي زديم
به شهر بي ستاره ها به آرومي سر مي زديم
شب كه مي شد امانت فرشته ها رو مي داديم
چشمامونو مي بستيم و به ياد هم مي افتاديم
كاش تو درياي قشنگ خواب شقايق مي ديديم
خواب دو تا مسافر و عشق و يه عاشق مي ديدیم
كاش مي شد نيمه شب با همديگه دعا كنيم
خداي آسمونا رو با يك زبون صدا كنيم
بگيم خداي مهربون ما رو از هم جدا نكن
هرگز به عشق ديگري ما رو مبتلا نكن
كاش مي شد جدايي رو يه جايي پنهون بكنيم
خاراي زرد غصه رو از ريشه ويرون بكنيم
كاش مقصد قايق ما يه جاي دور و ساده بود
كاش هيچ كسي اونجا نبود
تو نازنين من بودي مثل حالا تا هميشه
اللهم عجل لولیک الفرج
آقا بیا

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
اقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد
"علی اکبر لطیفیان"
رفاقت
- هم بو بد میده .
- هم تازه فهمیدی سوراخ شده .
- هم دیگه قابل استفاده نیست .
حالا ما یه دوستی داشتیم که فکر می کردیم خیلی دوستمون داره و ما هم خیلی دوستش داشتیم . اما غافل که رفاقت اون هم بوی جوراب گرفت . خیلی حیف شد چون خودش و رفاقتش رو خیلی دوست داشتم .
غافلگیر شدم حسابی !

