شهادت مولای متقیان حضرت علی(علیه السلام) تسلیت باد

قسمت
راهی برام نمونده دل رو به دریا سپردم
ویران ترین لحظه ها رو به یاد چشمت شمردم
رفتم ولی در صدایم عطر حضور تو باقی ست
باور نکردی که آن شب از درد عشق تو مردم
بر شانه های خیالم بار نگاه تو مانده است
چشمان بارانی ام را به یادت بر هم فشردم
قسمت مرا از تو دزدید رفتم که دیگر نباشم
اما تو تنها نیستی آری دلم را نبردم
گله ...
من از هیچ کس گله ای ندارم،از هیچ کس توقعی ندارم،اگر کسی
جانم را از من بگیرد،قلبم را از حلقومم بیرون آورد و دور بریزد،تمام
عمر آزارم دهد،اتشم زند،هر کاری کند،صبر می کنم.از او ناراضی
نخواهم بود .اورا بد نخواهم دانست.به او بد نخواهم گفت.می دانم که
انسانها،دلها،اندیشه ها و زندگی ها همه بازیچه دست تقدیرند...
دکتر شریعتی
می رسد روزی که زندگی را بی من سر کنی
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در کنار عکسای من
نامه های پاره ام را مو به مو از بر کنی
تنهاترینم . . . !
اینک که می خواهم راز دل بگشایم حتی ستارگان هم به خواب رفته اند.
اما نمی دانم چرا خواب از چشمانم گریزان است و دلم غمگین.
تنهایی مانند یک پیچک لجوج تمامی وجودم رو احاطه کرده.دلم می خواد بنویسم
اما نمی دانم از کدامین درد بنویسم از درد تنهایی از درد غریبی یا از درد نامردی
روزگار و آدماش از ناکامیها و شکست ها و آرزوهای بر دل مانده...
امشب بغض شکوه هام از بی وفایی روزگار ترکید...

من با کوله باری از امید مسیر عشق رو طی کردم ولی افسوس:
چون نی مینالم از داغ جدایی
دریغا ای نسیم آشنایی
چنان گشتم غبار آلود غربت
که ندانم خود بودم کجایی

