میلاد جان تولدت مبارک

هديه به عزيز تر از جانم ، ميلاد
كاش بداني روز تولد تو آغاز من است و بهترين بهانه براي لحظه هايم فقط و فقط بودن تو.
بيست و دوم آبان سالروز تولدت را با تمام عشق و علاقه ام به تو نازنين تبريك مي گويم!




هیچ چیز سختر از انتظار نیست
آن هم انتظار برای لحظه ای که یک آشنا صدایت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد
اما هر چقدر هم که انتظار سخت باشد به آن لحظه ی زیبا می ارزد
پس انتظار می کشم تا آن لحظه ی زیبا نصیبم شود

خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشکت می چکد گرم
غنیمت دان و ما را هم دعا کن

زندگی . . . ! ! !
سوت داور............ بازي شروع شد!!!
دويدي...
دست و پا زدي...
غرق شدي...
دل شکستي...
عاشق شدي...
بي رحم شدي...
مهربان شدي…
بچه بودي...
بزرگ شدي...
پير شدي...
سوت داور...
بازي تمام شد...
زندگي را باختي!!!
عشق واقعی !
. . .
خدایا آنکه در تنهاترین تنهایم تنهام گذاشت
در تنهاترین تنهایش تنهاش نذار
. . .
از عشق گفتی ولی معنای وصف ناپذیرش را ندانستی
اگر میدانستی تنگنای کابوس وحشتناکم را با رفتنت جلا نمیدادی و دلت راضی به آتش کشیدن دلم نمیشد
ولی افسوس که عشقت را در صفحه اول دلم به ثبت رساندی
منه ساده باورت کردم و پا به راهی نهادم و داستانی را اغاز کردم که دیوار های یک بن بست تلخ ،فصل آخر آن بود
حال در انتهای این راه و در آغاز راهی هستم که برای خود رقم زدم
عشق پاک !!!
میخواست بره که پسر دستشو گرفت و اشکهاشو پاک کرد و گفت:
اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم اینه که من دوست دارم وطاقت دیدن اشکهاتو ندارم
دخترسرشو پایین انداخت وگفت: میدونی چیه؟
من دوست ندارم........من بدجوری عاشقت شدم.
پسر دستهای دختر را رها کرد و با قیافه ای غمگین از دختر جداشد
دختر فریاد زد: مـــــــــــــــــگه دوســــــــــــــــتم نـــــــــــــــــداری؟؟! چرا داری میری؟
پسر جواب داد: چون دوست دارم میخوام تنهات بذارم.
دختر گفت: فکر کنم شنیده باشی که میگن عاشقی که تنها باشه توی دنیا نمیمونه!!!
تو که دوست نداری من بمیرم......هان؟؟؟؟
پسرگفت: آنقدر دوست دارم که نمی خوام به خاطر من مرتکب گناه بشی!چون میگن عشق یه جور گناهه!!!!!!!!!
دختر: اما عشقم پاکه!!
پسر فریاد زد عشق پاک دیگه هیچ جای دنیا پیدا نمیشه........و دختر را برای همیشه تنها گذاشت.
"عــــــــشق پاک دیگه حتی تو قصه ها هم معنی نداره"
خدایا !
یه دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی میکرد
این دختره یه دوست پسری داشت که عاشق اون بود
دختره همیشه میگفت: اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با تو میموندم، تا ابد
یه روز یکی پیدا شد که چشماشو به اون دختره بده
حالا میتونست همه چیز رو ببینه . اون دیگه کور نبود
ولی وقتی خواست دوست پسرش رو ببینه دید که دوست پسرش کوره
گفت: من دیگه تو رو نمیخوام برو، من میتونم ببینم ولی تو کوری
پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت: مراقب چشمای من باش
***
مردی در عالم رویا فرشته ای دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه میرفت
مرد جلو رفت و از فرشته پرسید: " این مشعل و سطل آب را کجا میبری؟ "
فرشته جواب داد: میخواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب، آتش جهنم را خاموش کنم
آن وقت ببینم چه کسی واقعا خـــــــــــــدا را دوســت دارد!
حتي اگه سالها بگذره
حتي اگه همه چي تموم شده باشه
حتي اگه ديگه برات ارزشي نداشته باشم
حتي اگه بهم فحش بدي
حتي اگه روزانه با هزار نفر باشي
حتي اگه خوردم کني
حتي اگه صداي شکستنم را بشنوي ولي بخندي
حتي اگه دوستم نداشته باشي
حتي اگه دوستش داشته باشي
حتي اگه بري
حتي اگه همش بهم بخندي
حتي اگه صدام را فراموش کني
حتي اگه نگاهم را از ياد ببري
حتي اگه گرمي دستانم را فراموش کني
حتي اگه خاطره ها را پاک کني
باز هم من تا ابد براي تو ميمانم
و از اين انتظار لذت ميبرم...
و هميشه يكي دوست دارم
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند
امان از این دل که هر لحظه یه بازی با آدم داره
دیشب همین که گوشی رو گذاشتم دلم برات تنگ شد نمی دونم چرا دوست داشتم دوباره صداتو بشنوم خیلی دلم برات تنگ شده بود نشستم یه گوشه و منتظرت شدم اما...بد جوری بغض کرده بودم نمی دونم چرا اما احساس می کردم دیگه قرار نیست صداتو بشنوم این ...واقعا آزار دهنده است معمولا این جور وقتا یه دوش آب سرد حال آدم رو جا می یاره اما این دفعه نمی دونم چرا زیر دوش هم گریه می کردم امیدوارم که همش خیال باشه چون اصلا دوست ندارم تو رو از دست بدم ...


